مازیار مافی یک پزشک روانشناس سازمان پزشکی قانونی بوده که یک روز دوست قدیمی اش مجید زاهدی به او مراجعه میکند . حمید از او میخواهد که پرونده نامزدش رویا ملک زاده که مظنون به قتل بوده را بررسی کند …
سید جلال فرمانده دوران جنگ دراثر انفجار به کما میرود و پس از بیست سال در حالتی که پزشکان از به هوش آمدن وی نا امید شده اند و تصمیم می گیرند دستگاههای تنفسی را جدا بکنند در اثر یک شوک یا معجزه یا معجزه به هوش می آید …
زنی بیست سال پیش در یک تصادف جنازه سوخته ای را بعنوان شوهرش به او می دهند. ولی او باور ندارد و هر سال برای یافتن شوهرش در روزنامه آگهی می دهد و حالا پس از سال ها …
احترام پیرزنی متولی است که به همراه نوه اش رضا که والدینش در خارج از ایران زندگی می کنند در ویلایی نزدیک متل قو اقامت دارد. احترام تعداد زیادی ویلا دارد که آنها را اجاره می دهد …
سه زن از سه نسل و از سه طبقه اجتماعی متفاوت ناگهان متوجه می شوند که هووی همند! اولین واکنش آنها انتقام شوهرشان است اما این فقط آغاز ماجراست …